
واژههای این هفته برابرنهادهایی برای واژگان بیگانة همگانی است. (کنترل از فرانسوی، چک و کنسل از انگلیسی، و عزل و تخمین از عربی به زبان ما راه یافتهاند.)
| فارسی | به جای | واژة بیگانه |
| بررسی کردن [1] | به جای | چک کردن |
| بههمخوردن [2] | به جای | کنسل شدن |
| مَهار کردن [3] | به جای | کنترل کردن |
| برکناری [4] | به جای | عزل |
| برآورد [5] | به جای | تخمین |
[1] چک کردن، برگرفته از to check انگلیسی است، امّا cheque (= چک بانکی) واژهای فارسی بوده که به شکل «چَک» و بهمعنای «قبض رسید، سند» در زبان کهن ما کاربرد داشته و از آنجا به زبانهای فرانسوی و انگلیسی رفته است.
[2] به جای «کنسل کردن» باید از «بههمزدن» بهره گرفت. بهکارگیریِ «لغو شدن/ کردن» تنها در کاربردهای رسمی، پذیرفتنی است.
[3] کنترل گاهی در معنای «در اختیار گرفتن چیزی یا بر چیزی چیرگی یافتن» به کار میرود و در این معنا باید به جای آن، از «مهار» بهره جست: دروازهبان بهخوبی توپ را مهار (=کنترل) کرد؛ مهارِ (= کنترل) خودرو در جادّههای برفی دشوار است؛ در برابر جملة «خودت را کنترل کن» میتوان این تعبیر ساده و رسای فارسی را بر زبان آورد: «خوددار باش». گاه کنترل در معنای «نظارت و مراقبت» کاربرد دارد؛ در اینگونه بافتها میتوان از واژة «پایش» (پا [بن اکنون از مصدر پاییدن] + ـِش [پسوند مصدری]) بهره برد: پایشِ سرعت، پایشِ نامحسوس. سرانجامْ در برخی ترکیبها بایسته است کنترل را با واژة «فرمان» جایگزین کرد؛ چنانکه فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای «ریموت کنترل» واژة «دورفرمان» را برگزیده است. (= [از] دور فرمان[دهنده]؛ ریموت در انگلیسی به معنای دور است.)
[4] «برکنار شدن» به جای «عزل شدن» و «برکنار کردن» در برابر «عزل کردن»
[5] گفتنِ اندازه یا بهای تقریبیِ چیزی.