Global Navigation

Main Navigation

Sub-Navigation

Content

 
نامی اَنیرانی* بر خودرویی ایرانی!

جمعه 29 آذر 1387


نوشته‌ی: علی شیوا
هنگامی‌که در هفته‌ی گذشته خبر رونمایی از خودرویی یکسره ایرانی را از رسانه‌ها شنیدم، در دلم دست‌مریزادی گفتم به خودروسازان ایرانی که سرانجام پس از چندین دهه توانسته‌اند خودرویی پدید آورند که به‌واقع شایسته‌ی نام «خودروی ملّی» باشد. با خود گفتم اگر آن‌همه شکیبایی و بردباریِ ایرانیان در بهره‌گیری از نمونه‌های گران، پُرنقص و سرِهم‌بندی‌شده‌ی خودروهای دیگران، در کنار بی‌بهرگیِ ناخواسته از خودروهای خارجی (به‌ سبب نبودِ واردات) به شکوفاییِ صنعت خودروسازی کشور انجامیده باشد، پاداشی درخور از آن ایستادگی نصیبمان شده است، که به گفته‌ی شاعر: صبر تلخ‌ است، ولیکن برِ شیرین دارد...
امّا آنچه شیرینیِ این خبر نویدبخش را با تلخیِ تأسّف‌بار جایگزین کرد، نامی بود که بر خودرو نهاده بودند: مینیاتور! اوّلین‌بار که همزمان با پخش بخش‌هایی از آیین رونمایی، این نام را از زبان گوینده‌ی شبکه‌ی خبر شنیدم، ناباورانه آن را در ذهن حلّاجی کردم و بی‌درنگ به این نتیجه رسیدم که خطا از حسّ شنواییِ بنده سرزده است! ولی دیری نپایید که از بازگوییِ چندین‌باره و سپس نمایشِ شکل نوشتاریِ فارسی‌ـ انگلیسی (= MINIATOR) دستگیرم شد که خطا نه از گوینده و گیرنده و شنونده، بلکه از شرکت سازنده بوده است!
گمان نمی‌کنم صنعتگران و مهندسان کاردان سایپا ندانند که «مینیاتور» واژه‌ی لاتین است که از زبان فرانسه به فارسی راه یافته. اگر «مینی» (= ریز، خُرد) در واژه‌ی مینیاتور، یا همانندیِ آن با «کاریکاتورِ» فرانسوی بیگانه بودنِ واژه را آشکار نکند، یک نگاه سَرسَری به فرهنگ معین یا فرهنگ سخن، نژاد و تبار واژه‌های بیگانه را به‌خوبی نشان می‌دهد‌. وانگهی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی در دفتر چهارم واژه‌های مصوّب خود (که همگی بر پایه‌ی قانون، در 9/4/86 به تأیید بالاترین مقام اجراییِ کشور ـ رئیس‌جمهورـ رسیده) به جای مینیاتور (درحالت اسمی) «خُردنگاره» و (در حالت فعلی) «نگارگری» و در برابر مینیاتوریست، «نگارگر» را برگزیده است.
در سراسرِ تاریخچه‌ی صنعت خودرو در ایران، اگرچه بیشتر به سرهم‌بندی (مونتاژ) خودروی خارجی یا جابه‌جاییِ قطعه‌های خودروها با یکدیگر [1] بسنده کرده و کمتر پیشرفتی در ساخت و تولید به هم زده‌ایم، امّا دست‌کم در نامگذاری بر همین خودروهای کمی تا نیمه‌ایرانی، باریک‌بینی و خلّاقیّت به خرج داده‌ایم؛ از پرشمارترین خودروی ایرانی، پیکان (به معنای تیری که درون کمان می‌نهادند و نشانه‌ی آن، بر بدنه‌ی پیکان نقش بسته) و ژیان (= خشمگین، ویژگیِ شیر و پیل) و آریا و آهو و سیمرغ [2] و شهباز (گونه‌ای عقاب) و توسن [3] (= سرکش، ویژگیِ اسب) ـ که در اصل، انگلیسی، فرانسوی یا آمریکایی بوده‌اند ـ و کامیون خاور (بنز آلمانی) و کشنده‌ی کاوه (ماک امریکایی) بگیرید و بیایید تا صبا (باد ملایم/ باد فرح‌بخش شمالی که در شعر فارسی پرآوازه است) و پاژن (= بز کوهی، به جای لندرور) و سمند (اسبی که رنگش به زردی بزند، به‌مَجازْ اسب تندروی نیرومند) و تُندر (رعد) همگی نشان از ذوق‌ورزی و خوش‌فکریِ ایرانیان دارند. [4]

ما که همواره کوشیده‌ایم با برگزیدن نامهای ایرانی برای خودروهای خارجی که امتیاز آنها را خریده‌ایم، واژه‌های فارسی را میان مردم ایران گسترش دهیم، چگونه روا می‌داریم که بر خودرویی سراپا ایرانی، نامی صددرصد فرنگی بگذاریم و با افتخار تبلیغ کنیم: مینیاتور، خودروی کاملاً ایرانی سایپا؟!
شاید به یاد داشته باشید چندین سال پیش روزی‌که پژو 405 با طرّاحیِ نوین به بازار خودروی کشور عرضه شد، بر بدنه‌ی نوسازش نام پژو پرشیا نقش بسته بود؛ هرچند پرشیا نامی بود که در گذشته بیشتر در اروپا و به‌ویژه در انگلستان به جای ایران به کار می‌رفت، [5] امّا چون با نام رسمی و جهانیِ کشورمان ـ ایران ـ ناهمسان بود، به «پارس» تغییر یافت و از آن زمان تا امروز، با نام پژو پارس در ایران‌خودرو ساخته می‌شود. بر پایه‌ی آنچه گذشت، اکنون از گردانندگان گروه خودروسازیِ سایپا چشمداشتی جز این نیست که این کاستی را در کارنامه‌ی خود بپذیرند و نام سراپا بیگانه را بر خودروی یکپارچه ایرانی نپسندند و با جایگزینیِ نامی از میان انبوه واژه‌های برازنده‌ی فارسی، ارجِ کار و کالای خود را در نزد ایرانیان دوچندان کنند؛ در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.

* انیرانی، وارونه‌ی ایرانی است و معنای غیرایرانی می‌دهد. «اَ» در فارسیِ کهن، پیشوند وارونگی (نفی) بوده و آنگاه که پیش از واکه‌ (مصوّت) جای گرفته، به «انـ» تبدیل شده است؛ برای نمونه، واژه‌ی «مرداد» در آغاز «اَمرداد» بوده (اَ+ مرداد= میرا، مردنی؛ باهم یعنی نامیرا) و سپس با افتادن پیشوند «اَ» به شکل مرداد درآمده است یا «ناب» که در اصل «اَناب» بوده (اَ+ آب= بدون آب، خالص) و با افتادن پیشوند، ناب شده است. اَنیران در متن‌های کهن، بدون پیشوند و به شکل «نیران» نیز به کار رفته است. ایرانیان، بیگانگان را انیرانی می‌نامیدند؛ چنان‌که عربها جز خود را عجم، و یونانیان بربر نام می‌دادند. ...

يادداشت

[1] داستان این جابه‌جایی‌ها شنیدنی است: از سوار کردنِ پیشرانه‌ی (موتور) پژو بر پیکان، پیکان پژویی یا پیکاژو پدید آمد، وارونه‌ی این جابه‌جایی به آرـ‌دی و سپس روآ انجامید (آیا روآ، نامی فارسی و آمیزه‌ای از بن مصدر رفتن ـ روـ و بن آمدن ـ آـ نیست؟ چراکه در ارتش هم به جای گَلن‌گِدن ـ به ترکی، آینده و رونده ـ «روایک» ـ رو، آ + پسوند نسبت ـ می‌گویند)، قلب تپنده‌ی پراید بر بدنه‌ی کم‌رمق رنو 5 نشست و پی‌کِی پا به میدان نهاد، از پیوند پیشرانه‌ی پاترول با چراغها و برخی قطعه‌های پراید بر بدنه‌ای تازه، کاروان نمایان شد و از همجوشیِ پیشرانه‌ی رنو و بدنه‌ای شگفت‌آور از فایبرگلاس، سیناد سربرآورد...

[2] دو خودروهای کمک‌دار امریکایی ـ گویا از خانواده‌ی جیپ ـ که خودرو‌ی اتاقدار (استیشن) را آهو، و باری (وانت) را سیمرغ نامیده بودند.

[3] شهباز، نام فارسیِ جیپ شش استوانک (= سیلندر)، و توسن، نام جیپ چهار استوانک بود.

[4] ازاینۤ‌میان، پژو آریان که بر پژو 206 آر دی گذاشته‌اند، نشان از شتابزدگی و آسان‌گیری دارد؛ زیرا «آریان» نام زنی در افسانه‌های یونانی است و با آریا پیوندی ندارد. (چنان‌که آرین یا آریانوس نیز تاریخ‌نویس یونانی سده‌ی دوم میلادی است) بنگرید به: فرهنگ معین، ج5، درآیند (مدخل‌)های آریان و آرین.

[5] بنگرید به: فرهنگ معاصر کیمیا (فارسی‌ـ‌ انگلیسی)، کریم امامی، نشر فرهنگ معاصر، چ1، 1385؛ رویه‌های 110 و 111، درآیندِ «ایران»







نوشته‌های همسو:

Footer